مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

752

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

على يد القائم المهديّ ، ولهم في الآخرة عذاب عظيم . « 1 » الطّريحي ، المنتخب ، 1 / 143 - 144 في مقتل أبي مخنف : [ . . . ] ونادى مناد من السّماء : قتل الإمام ، ابن الإمام ، أخو

--> ( 1 ) - ابن بابويه وشيخ طوسي به سندهاى معتبر بسيار از امام محمد باقر وامام جعفر صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : چون سيد الشهدا حسين بن علي عليه السّلام شهيد شد ، ملائكة گريستند وبه خروش آمدند وگفتند : « اى خداوند ما ! وسيد ما ! آيا تغافل مىكنى وانتقام نمىكشى از كسى كه برگزيدهء تو را وفرزند برگزيدهء تو را وبهترين خلق تو را مىكشد ؟ ! » پس حق تعالى به ايشان وحى كرد : « فراگيريد اى ملائكة من ! به عزت وجلال خود سوگند ياد مىكنم كه انتقام خواهم كشيد از ايشان . اگرچه بعد از مدتي باشد . » پس حق تعالى پرده‌اى گشود كه ملائكة أنوار مقدسه وأرواح منورهء امامان فرزندان حسين عليه السّلام را ديدند . پس يكى از ايشان ايستاده بود ونماز مىكرد . حق تعالى اشاره فرمود به أو كه : به اين مردى كه ايستاده است انتقام از ايشان خواهم كشيد . وبه‌اين سبب حضرت صاحب الأمر عليه السّلام را « قائم » مىگويند . مجلسي ، جلاء العيون ، / 764 - 765 پس حضرت فرمود كه : چون امام مظلوم را شهيد كردند ، در ميان لشكر شخصي پيدا شد ونعره‌اى چند زد ومردم أو را منع كردند . در جواب گفت كه : چگونه فرياد وناله نكنم وحال آن‌كه حضرت رسالت صلى اللّه عليه واله ايستاده ونظر مىكند بر أحوال شما وآسمان وزمين ؛ مىترسم كه نفرين بر أهل زمين بكند كه جميع أهل زمين هلاك شوند ومن نيز در ميان ايشان هلاك شوم . » پس آن بدبختان مىگفتند كه : « اين مرد ديوانه است . » وجمعى از ايشان از اين صدا متنبه شدند وگفتند : « به خدا سوگند ، آنچه ما با خود كرديم ، هيچ‌كس با ما نكرد . سيد جوانان أهل بهشت را براي ابن زياد ولد الزّنا كشتيم . » پس همان‌جا با يكديگر بيعت كردند كه بر ابن زياد خروج كنند وكردند وفايده نبخشيد . » راوي گفت : « فداى تو گردم كه بود آن فريادكننده ؟ » حضرت فرمود : « جبرئيل بود ، واگر مرخص مىشد ، هر آينه نعره مىزد ، روحهاى آن كافران به جهنم پرواز مىكرد ؛ وليكن حق تعالى مهلت داد ايشان را كه گناه ايشان زيادة شود وعذاب اليم ايشان در آخرت باشد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 691 ابن بابويه به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : چون حضرت سيد شهدا حسين بن علي عليه السّلام را به ضربتهاى شمشير از كار انداختند وآمدند كه سر مبارك آن سرور را جدا كنند ، منادى از جانب رب العزة از ميان عرش ندا كرد كه : « اى أمت متحير شده ستم‌كننده بعد از پيغمبر خود ! خدا توفيق ندهد شما را براي أضحى وفطر ! » پس حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند كه ايشان توفيق نيافتند ونخواهند يافت كه نماز فطر وأضحى را با امام حق به‌جا آورند تا طلب‌كنندهء خون حسين كه قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم أجمعين است ، ظاهر شود . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 761 - 762